|
Boos Boos
|
گلناز جان با وجود پرمهر و نگاه گرمت دنیایی از پاکی، صداقت و صمیمیت را برایم به ارمغان آوردی برای توصیف مهربانیات واژهها یاری نمیدهند. تا ابد به تو وفادار خواهم ماند سالروز شکفتن گل وجودت را عاشقانه تبریک میگویم . . .
[ دوشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٠٥ ب.ظ ] [ Golnaz & Aref ]
[ نظرات () ]
تقدیم به تو که : یادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانیت در تمام وجودم است عزیزم محبت را در پاکی نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معنی کردم و بدان که زیباترین لحظه هایم در کنار تو بودن است . [ یکشنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸٩ ] [ ٩:٥٥ ق.ظ ] [ Golnaz & Aref ]
[ نظرات () ]
چه لطیف است حس آغازی دوباره،
[ دوشنبه ۱٠ اسفند ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۳٥ ب.ظ ] [ Golnaz & Aref ]
[ نظرات () ]
مرز, میان, من و تو
[ دوشنبه ۱٥ مهر ،۱۳۸٧ ] [ ٩:٠٧ ب.ظ ] [ Golnaz & Aref ]
[ نظرات () ]
با امید به آینده ره می پوییم به فرداهای روشن می اندیشیم و به خوشبختی به امید روزی که موج تشویش از دریای دلمان محو شود و به ساحل آرامش برسیم خدایا ! ما را در این راه یاری کن خانم گلم تولدت مبارک
[ جمعه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٦ ] [ ۱٢:٢٩ ق.ظ ] [ Golnaz & Aref ]
[ نظرات () ]
چشم خود را به تو مدیونم من اگر عشق تو نبود : چشم من همچون ابر مثل ابری انبوه آنقدر میبارید تا جهان خانه ی ظلمت می شد لب خود را به تو مدیونم من اگر عشق تو نبود : لب من چون گل پژمرده ی باغی می شد و لب از بوسه تهی هستیم را به تو مدیونم من اگر عشق تو نبود : کوچه ها قصه ی سرد،خانه ها لانه ی زرد،چشمه ها خاکی و خشک ودر اندیشه ی بیهودگیم ناگهان میمردم .
[ پنجشنبه ۱۳ دی ،۱۳۸٦ ] [ ۱:٢٤ ب.ظ ] [ Golnaz & Aref ]
[ نظرات () ]
شمعی که در باد زاده شد، هرگز نمی ميرد و آن آوا کز بطن خاموشی روييد، خاموشی هرگز نمی گيرد. خورشيد می شکفد و آواز، ذرات چون قاصدکی در باد زندگی را لبخند می دهد .
[ دوشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٦ ] [ ٤:٢٤ ب.ظ ] [ Golnaz & Aref ]
[ نظرات () ]
آغوش گرم و آتشین تو هرکدام رشته عصر مرا به دست گرفت و طراوت و شیرینی به زندگیم بخشید قلب و روح و جان من با آرزوی تو زنده خواهد ماند هیچ کس نمی تواند بین من و تو جدایی افکند.
[ شنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸٦ ] [ ٩:٠٩ ب.ظ ] [ Golnaz & Aref ]
[ نظرات () ]
اقلیمی به نام حیات و سرزمین دیگری به نام مرگ وجود دارد و پلی که این دو را به هم متصل می کند عشق نام دارد .
[ جمعه ۱ تیر ،۱۳۸٦ ] [ ۱۱:٠٩ ب.ظ ] [ Golnaz & Aref ]
[ نظرات () ]
با تو الفبای عشق را آموختم ندای قلب عاشقم را به گوش همه رساندم به تو و کلبه عشقمان بالیدم تو همه گمشده ام شدی حال که اینچنین شیفته توام ، باش تا در کنارت آرامش بیابم . " عارف "
ساده است ستایش گلی ، چیدنش و از یاد بردن که آبش باید داد . " گلناز "
[ پنجشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٦ ] [ ۱٠:٢٦ ق.ظ ] [ Golnaz & Aref ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |